عبد الجليل قزوينى رازى

545

نقض ( بعض مثالب النواصب في نقض بعض فضائح الروافض ) ( فارسى )

امّا آنچه گفته است كه : « 1 » « گويند على صحابه و تابعين را بدوزخ فرستد ، و كفشگران در عايش « 2 » و اسامى هرشهر و مردم « 3 » ببدى ياد كرده كه ايشان را ببهشت برد » حاشا كه اين مذهب شيعت باشد اوّلا على ببهشت آنها را « 4 » فرستد كه خداى فرمايد و از اهل توحيد و عدل باشند مقرّان بنبوّت ، معترفان بامامت ، كه شرايع قبول كرده باشند از هرشهر كه باشند و هرپيشه كه كنند ، و بدوزخ آنها را فرستد كه منكران اين اصول و فروع باشند اگرچه بزرگ صورت « 5 » و محترم ديدار باشند ؛ إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ « 6 » وَ الَّذِينَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ « 7 » بپيشه و شهر تعلّق ندارد جَزاءً بِما كانُوا يَعْمَلُونَ « 8 » . و امّا آنچه گفته است كه : « اينها را « حلولى » خوانند كه گويند : روح إله « 9 » در على شد » « 10 » لعنت بر آن باد كه دروغ گويد كه هرگز كس بشيعت اين حوالت نكرده است و مگر « 11 » بخواجه لايقتر بوده است كه در حقّ قديم تعالى حيات قديم اثبات كند كه شيعت خداى تعالى را نه روح اثبات كنند و نه حيات قديم ، و گر مصنّف معنى روح دانستى و از مذهب خصم آگاه بودى اين حوالت مگر نكردى ، و شيخ عبد الملك بنان « 12 » معتقد و خواجه على متكلّم مستبصر - رحمة اللّه عليهما - از آن عالمتر و بزرگتراند كه بديشان چنين حوالت شايد كردن ، و اشعار و اقوال ايشان ظاهرست و دروغ و تهمت اين مصنّف مجبّر چون در حقّ خداى تعالى و رسول - صلّى اللّه عليه و آله - و در حقّ ائمّهء معصومين « 13 » عليهم السّلام ، و در حقّ علماء معتمد در مواضع اين كتاب مسطور است اگر در حقّ عبد الملك بنان و على متكلّم - رحمة اللّه

--> ( 1 ) - پوشيده نماناد : چون عكس نسخهء كتاب نقض متعلق به صاحب كتاب عبقات الأنوار « امير حامد حسين هندى ( ره ) » كه در هندوستان در كتابخانهء اوست اكنون بدستم رسيد از اين روى از اينجا تا آخر كتاب آن را نيز در مقابله و تصحيح مورد استفاده قرار داده و رمز آن را « ن » معرفى ميكنم . ( 2 ) - ب م ب : « در غايش » ( بغين معجمه ) . ( 3 ) - ح د : « و اسامى مردم هرشهر را » . ( 4 ) - نسخ « آن را » . ( 5 ) - م ب : « بزرگ سيرت » ح د : « بزرگ حرمت » . ( 6 ) - از آيهء 13 سورهء مباركهء حجرات . ( 7 ) - در آيات بسيار از قرآن مجيد . ( 8 ) - ذيل آيهء 14 سورهء مباركهء احقاف . ( 9 ) - م ب : « الهى » . ( 10 ) - م ن : « باشد » . ( 11 ) - م ب ن : « مگر » ( بدون واو ) بحقيقت » ح د : « بلكه » . ( 12 ) - ن : « بيان » و شايد « بنان » بضمّ باء باشد زيرا در قاموس گفته : « و بنان بالضمّ موضع و اسم جماعة » . و در منتهى الارب گفته : « بنان كغراب موضعى است ، و اسم جماعتى است » . ( 13 ) - ع ب : « معصوم » .